تبليغاتX
تمنای من کجاست؟






























تمنای من کجاست؟

یعنی روزی میرسد که تورابه جا نیاورم؟

به سراغ من اگر می آیید ، تند و آهسته چه فرقی دارد؟

تو به هر جور دلت خواست بیا! ...

مثل سهراب دگرجنس تنهایی من چینی نیست، که ترک بردارد

مثل مرمر شده است چینی نازک تنهایی من تو فقط زود بیا...

نوشته شده در 2012/1/25ساعت 15:50 توسط سنبل|

هیچ وقت غرور و شخصیت یک زن را نشانه نگیر ،  هستی ات را نشانه خواهد گرفت

نوشته شده در 2012/1/25ساعت 15:48 توسط سنبل|

تا تو رفتی همه گفتند که از دل برود هر آنکه از دیده برفت
و در آن لحظه به ناباوری و غصه ی من خندیدند
کاش می آمدی و می دیدی که در این کلبه ی خاموش هنوز
یادگار تو بجاست
و بدانی تو که ، از دل نرود هر آنکه از دیده برفت !!!!

نوشته شده در 2012/1/25ساعت 15:45 توسط سنبل|

دلم یه نفرمیخواد

که ازم بپرسه چطوری؟؟؟

بگم........خوبــــــــــــــــــــــم.

بغلم کنه وبگه:دروغ بســـــــــــــــــه...بازچی شده؟؟

نوشته شده در 2012/1/25ساعت 15:43 توسط سنبل|

گفته بودم میکشمت آخر ...
امروز ....
دم غروب ....
وقت اذان ....
دلم را با اشک آب دادم ...
رو به قبله خواباندمش ...
یکـــ ... دو ... سه ...
تمام شد ...
دیگر بهانه ات را نمی گیرد
!

نوشته شده در 2012/1/24ساعت 12:13 توسط سنبل|

نهـ نمے دانے ...
ـهیچکس نمے داند پشت ِاین چهره ے آرامـ در دلمـ چهـِ مےگذرد ؟!
نمے دانے ،
کسے نمے داند این آرامش ظاـهــــــر و این دل نـــــــا آرامـ چقدر خستهـِ امـ مےکند .

نوشته شده در 2012/1/24ساعت 12:12 توسط سنبل|

لـیـاقـت مـی خـواهـد [شـریـک شـدن]
تـو خـوش بـاش بـ ه هـمـیـن [بـا هـم بـودن هـای امـروز] ,
مـن خـوشـم بـ ه [خـلـوت تـنـهـایـی ام ]
تـو بـخـنـد بـه [امـروز]
مـن مـیـخـنـدم بـ ه [فـرداهـایـت]

نوشته شده در 2012/1/24ساعت 12:11 توسط سنبل|

حالا مدتی ست

ذهنم را خالی کرده ام

از خیال

و دلم را از امید

نشسته ام لب ایوانِ روزمرگی

و نگاه می کنم

به این روزها

که برای خودشان می روند

رسیده ام به بی حسی

به بی تفاوتی....

رسیده ام به حس برگی که می داند

باد از هر طرف که بیاید

سرانجامش

افتادن است...!

نوشته شده در 2012/1/24ساعت 12:11 توسط سنبل|

دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده
برای عکس هایی که پاره کردم و سوزانـدمشان…
برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم…
حــتــی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند
و خــیــلــی دیــــــر شناختمشان…!
برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش…
خنده هایی که دارم فراموششان می کنم
و برای خودم که حالا دیگـر خیلی عوض شده ام !!!

نوشته شده در 2012/1/24ساعت 12:9 توسط سنبل|

روزی فکـــــــر می کردم ،

هدیه ای هســـــتی از طرف خــدا...

اما امـــروز فهمـــــیدم ،

تقـــاص اشتبــــــــاهاتم بـــــــودی ...!

نوشته شده در 2012/1/24ساعت 12:8 توسط سنبل|

رد پاهایم را پاک می کنم

به کسی نگویید من روزی در این دنیا بودم

خدایا می شود استعفا دهم ؟!

کم آورده ام .................!

نوشته شده در 2012/1/24ساعت 12:7 توسط سنبل|

روز به روز که میگذرد بیشتر عاشقت میشوم این لحظه های عاشقانه که میگذرد بیشتر محو عشق بی همتای تو میشوم کسی نیست مانند تو ، گرچه نمیگردم به دنبال یکی مثل تو، اما اعتراف میکنم که یار وفاداری نیست در دنیا غیر از تو! بگذار خیره شوم به چشمهای زیبای تو ، نمیبخشم چشمهایم را اگر لحظه ای جز چشمانت خیره شوند به اطراف تو روز به روز که میگذرد بیشتر قدر روزهایی که گذشته را میدانم ، لحظه به لحظه با تو غنیمت است ، تمام روزهایی که گذشته مقدس است ، بگذار تعظیم کنم در برابر عشق پاک تو… کسی که نمیداند عشق چیست ، تو فهمیدی عاشق واقعی کیست ، باز هم تکرار میکنم مثل تو در این دنیا نیست! عزیزم قدر تو را بیشتر از همیشه میدانم ، همیشه وقتی میبینم تو را، با تمام وجود دوست داشتن را از چشمانت میخوانم نجات دادی مرا از زندان غمها ، زمانی که تنها بودم عاشقانه صدا کردی مرا از آنجا که درگیر سکوت بودم من که وقتی تو را دیدم مات و مبهوت بودم ، باور نمیکردم تو را به دست آورده ام، باور نمیکردم با تو به سرزمین عشق و احساس آمده ام روز به روز که میگذرد ، مثل امروز ،از دیروز عاشقتر میشوم !
نوشته شده در 2012/1/16ساعت 17:40 توسط سنبل|

نفس می کشم نبودنت را
نیستی
هوای بوی تنت را کرده ام
می دانی
پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است
تو نیستی
آسمان بی معنیست
حتی آسمان پر ستاره
و باران
مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد
تو نیستی
و من چتر می خواهم ...
هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده...
خودم را به هزار راه میزنم
به هزار کوچه
به هزار در

نکند یاد آغوشت بیفتم

 

نوشته شده در 2012/1/16ساعت 17:36 توسط سنبل|

نوشته شده در 2012/1/16ساعت 17:30 توسط سنبل|

همه گویند که تو عاشق اویی                                     

گرچه دانم همه کس عاشق اویند                   

لیک میتزسم یا رب!                        

نکند راست بگویند؟؟؟!!!
نوشته شده در 2012/1/16ساعت 17:27 توسط سنبل|

به کدامین گناه از بهشت آغوشت رانده شدم؟
من که حتی وسوسه ی سیب نداشتم…

نوشته شده در 2012/1/16ساعت 17:21 توسط سنبل|

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است

نوشته شده در 2012/1/16ساعت 17:16 توسط سنبل|

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

نوشته شده در 2012/1/16ساعت 17:15 توسط سنبل|

هی فلانی!زندگی شاید همین باشد!یک فریب ساده و کوچک آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را جز با او و برای او نمیخواهی!
من گمانم زندگی باید همین باشد...

نوشته شده در 2012/1/5ساعت 16:3 توسط سنبل|

بهترین روزدیدن توبهترین حرف گفتن ازتـــو

                   زندگی هستی وبودن یعنی خواستن...خواستن تـــو

بهترین خاطره ازتویادگاره عمرمن تـــو

                   دورترین راه واسه ی من کمترین فاصله ازتـــو

پرسیدی ازعشق اول گفتم ازروبچگی بود

                  چی بگم ازعشق دوم اونم از روسادگی بـــود

دلم عادت غریبی به هوای عاشقی داشت

                  عشق سوم اومدازراه روهوا زد دلمو بـــرد

عشق بعدازسره لج بودچند صباحی بودوبس بود

                   وقتی ارسرم به درشد دفع صد بلا و شرشـــد

اماتــــو...توآخرینی عزیزم عزیزترینی

                  همه ی دنیا یک طرف تویک طرف که بهترینی

 

نوشته شده در 2011/12/30ساعت 18:29 توسط سنبل|


فرصت ماتموم شده بایدازین قصه بریم

فرقی نداره من وتوکدوممون مقصریم

خاطرهارویادمه لحظه به لحظه موبه مو

هییچی ویادمن نیاراونقدرخرابم که نگو

بدبودم وبدترشدم میرم باپاهای خودم

میرم نمیدونم کجاآخ کم آوردم به خدا

دلگیرم ازدست خودم کاش عاشقت نمیشدم

هرجوری میخواستم نشدازغم یه ذرم کم نشد

من موندم وتنهاییام ازدنیاهیچی نمیخوام

عاقب من ونگا اشتباه پشت اشتباه

هروزعاشقترشدیم توعشق خاکسترشدیم

سوختیم ولی به آرزومون نرسیدیم

فقط گریه فقط عذاب صدتاسوال بی جواب

نه من نه توازعاشقی خیری ندیدیم

 دلگیرم ازدست خودم کاش عاشقت نمیشدم

هرجوری میخواستم نشدازغم یه ذرم کم نشد

من موندم وتنهاییام ازدنیاهیچی نمیخوام

عاقب من و نگا اشتباه پشت اشتباه

نوشته شده در 2011/12/27ساعت 15:2 توسط سنبل|

خداماروبرای هم نمیخواست فقط میخواست هموفهمیده باشیم

بدونیم نیمه ی مامال مانیست فقط خواست نیممونودیده باشیم

تموم لحظه های این تب تلخ خدا ازحسرت ما باخبربود

خودش ماروبرای هم نمیخواست خودت دیدی دعامون بی اثربود

چه سخته ماله هم باشیم وبی هم میبینم میری ومیبینی میرم

تووقتی هستی امادوری ازمن نه میشه زنده باشم نه بمیرم

نمیگم دلخورازتقدیرم اما تومیدونی چقدردلگیراین عشق

فقط چون دیرباید میرسیدم داره تودست مامیمیره این عشق

تموم لحظه های این تب تلخ خدا ازحسرت ما باخبربود

خودش ماروبرای هم نمیخواست خودت دیدی دعامون بی اثربود

نوشته شده در 2011/12/27ساعت 15:1 توسط سنبل|


نوشته شده در 2011/12/22ساعت 22:45 توسط سنبل|

یادسهراب بخیر...

تادم مرگ میگفت تومرایاد کنی یا نکنی من به یادتم 

نوشته شده در 2011/11/29ساعت 11:53 توسط سنبل|

 کاشکی توروسرنوشت ازم نگیره میترسه دلم بعدرفتنت بمیره

اگه خاطره هام یادم میارن تورولااقل  از توخاطره هام نرو

کی مثل من واسه توقلب  شکستش میزنه آخه کی واسه تو مثل منه

بمون دل من فقط به بودنت خوشه منوفکررفتنه تو میکشه

لحظه هام تباهه بی توزندگیم سیاهه بی تونمیتونم

نوشته شده در 2011/11/26ساعت 10:18 توسط سنبل|

 

هول مه ده جاریکی ترنامه ی دروبنیری بوم

هه وال به که سیش مه نیره بائارام به سینه ی پرسوز

به جوری دلیت شکاندوم بیزار بومه له ناوی خوم

واتوقی عشقت ئه شکینم بانزانی اسیری توم

بیریارم دا له داخی توسه رهه لگرم لیره بروم

تازه دلیم روشن نه که ی هرده م به جار بکی به موم

هول مه ده جاریکی ترنامه ی دروبنیری بوم

هه وال به که سیش مه نیره بائارام به سینه ی پرسوز

باور به گیریانت ناکه م تازه سوزت بوم نه ماوه

له لوتکه داحه زت کوشتیم ناله ی دلت خیسته لاوه


نوشته شده در 2011/11/26ساعت 10:16 توسط سنبل|

سیاه مثله شب تاردنیای بی توبودن

شوق رهایی ازشب منو تاتوکشوندن

هزاران شب خداراقسم به کعبه دادم

منی که بی نورعشق برگی تودست بادم

دلم جزاین تمنا هیچی ازت نمیخواد

ای بهترین آرزوخداتوروبه من داد

بیتوتمومه دنیام کویره خاروخس بود

خیال با توبودن برای من نفس بود

بیاوعاشقم باش ای بهترین آرزو

هرعشقی جزعشق توبرای من هوس بود

دلم جزاین تمنا هیچی ازت نمیخواد

ای بهترین آرزوخداتوروبه من داد

نوشته شده در 2011/11/20ساعت 16:21 توسط سنبل|

جایی نرو...نرو از پیش  من

تونباشی دلم پره خون میشه من

جایی نرو...من وتنها نزار

من بیچاره رونرواینجانزار

تونباشی به کی بگم عاشق شدم

بی تودل میبرم به خداازخودم

تونباشی به کی دیگه تکیه کنم

دیگه روشونه های کی گریه کنم

این دنیــارونمیخوامــو...نمیخوام زنده بمونم عشق مـــــــــن

اون لحظه که تومیری...میــرم ازین دنیا میدونم عشق مــن

ازحال من تو خبرداریودرمون این دل بیماریو

من دلخوشیم به تورودیدنه عشقت همیشه توقلب منه

اینجابمون وازینجانروباجون ودل من میخوام تورو

من باتوبه همه جا میرسم دنیام تویی بی تو من بی کسم

ای عشق من...زیبای من...بامن بمون دنیای مـــــــن

این دنیارونمیخوامـــو...نمیخوام زنده بمونم عشق مــــن

اون لحظه که تومیری...میرم ازین دنیا میدونم عشق مــن

       عــــــــــــــــــــشـــــــــــق مـــــــــــــــــــن

جایی نـــــــــــــــرو...نرو از پیــــــــــــــــش  مــــــــــن

نوشته شده در 2011/11/20ساعت 16:1 توسط سنبل|

پیش تومقاومت سخته نمیدونم کجای کارم

شدی تمومه احتیاجم چرابه توعلاقه دارم

تموم حرفات تموم کارات باعث شادیه من میش

اگه میشه دوست نداشته باشم این احتیاج باعث آزارم میشه

این منصانه نیست این منصفانه نیســــت

 که منو بسازی دوباره داغون کنـــــــــی

این منصفانه نیست میدونی چجوری جسمموبی جون کنی

ای منصفانه نیست منو بسازی دوباره داغون کنی

این منصفانه نیست حتی وقتی ازکارات ناراضیم

دستامومیگیری ومیتونی آرامشوتوی قلبم جاکنی

این منصانه نیست این منصفانه نیســـت

این منصانه نیست این منصفانه نیســـت

 که منو بسازی دوباره داغون کنــی

نوشته شده در 2011/11/20ساعت 16:0 توسط سنبل|

تودستات گرمه میدونم ولی دستای من سسته

چراغمگینی واشکات وتمومه جونت وشسته

حالاکه اومدی پیشم بیابی گریه وزاری

حقیقت روبهت میگم جوابم کردن انگاری

بزارپاتوروی قلبم نزاردست روی احساسم

بجای گریه وزاری یه کم دعا بکن واسم

تموم دکترا گفتن همین روزاست که میمیرم

نمیدونم تموم شدنیست نباشی جون نمیگیرم

نبرولتاژشوبالا نزن شوک من دلم خونه

همینجاییکه شوک میدی دلم نیست خونه ی اونه

حالا قدرتو میدونم گرچه فرصتی نمونده

قربون دلت برم که توروتا اینجا کشونده

اگه قسمت موندنم بود توروتنها نمیذاشتم

میگفتی بمیرمیمردم  که نگی دوستت نداشتم

ببخش که بودنم واست همیشه دردسرداره

همه میگن امیدی نیست ولی دعات اثرداره

صداتو میشنوم آره چشام اشکاتو میبینه

وقتی داد میزنی پاشوبه قلبم خیلی میشینه

نکن گریه گل نازم داره اشکات حروم میشه

بجوم دعابکن زودباش ملاقاتت تموم میشه

کاشک میشد یکی بتونه منوازخواب دربیاره

مگه میشه مرده باشم وقتیکه اشکام میباره

اگه حسرت تو دارم اگه سرد وبیقرارم

توروباچشمای گریون به خدامون میسپارم

نمیگم برات میمیرم چون واسه توزنده بودم

نمیگم عشق منی توچون تویی همه وجودم

اون دنیاجام خوبه خوبه دلم واسه خوشی تنگه

اون خداکه من میدونم حتی آتیشش قشنگه

نوشته شده در 2011/11/9ساعت 16:40 توسط سنبل|


آخرين مطالب
»
»
» تا تو رفتی...
» دروغ بسه...
» کشتمـــــــــــــــــــــــــش
» کسی نمیداند؟؟؟
» بخنــــــــــــــــــــــــــــــد...
» بی احساسم
» دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده
» تـــــــــــاوان

Design By : RoozGozar.com